كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

173

ده سفرنامه ( فارسى )

كرد و پرسيد در بين اين « امراء » كدام يك محمد حسين خان دوداغ ( 6 ) است ؟ ميهماندار در حالى كه دست‌پاچه شده بود به شخصى كه با غرور و نخوت در ميان جمع ديده مىشد اشاره كرد . هيچ عكس - العملى در برابر اين اقدام به عمل نيامد و مجلس ميهمانى به خوشى و خوبى به پايان رسيد . من متوجه اين مطلب نشدم تا به خانه مراجعت كردم از آنجائى كه ايلچى تركى را مثل فارسى نمىدانست با كمال تعجب از ميهماندار شنيد كه صفت دوداغ را كه به ميزبان خود داده يك لقب درخور احترامى نيست بلكه يك نام خصوصى و قراردادى است كه به خاطر لب‌هاى كلفت خان قاجار به او داده شده تا وى را از بين صدها محمد حسين خان در ايل قاجار متمايز نمايد . هنگامى كه شاه از اين موضوع اطلاع پيدا كرد بسيار خوشحال شد و بعد از آن هر وقت ميزبان ما را در ميان رجال و سركردگان در برابر تخت مىديد به شوخى فرياد مىزد كدام يك از اين « امراء » محمد حسين خان دوداغ است ؟ شاه هر روز چند ساعت از وقت خود را در حرم مىگذرانيد بطورى كه شنيدم طرح ساختمان و اطاقهاى اندرون شاه عينا به سبك قسمت‌هاى بيرونى مىباشد . شاه مانند همه مسلمانان متدين صبح زود از خواب برمىخيزد و قبل از طلوع آفتاب هر روز فريضه مذهبى را به جاى مىآورد و سپس با كمك كنيزكان لباس مىپوشد و در اين موقع بيش از سيصد خانم با توجه به مقام و شخصيت خود نزديك مسند او صف مىكشند به‌طورى كه به من گفته‌اند تنها دو تن از زنان او اجازه نشستن دارند يكى مادر وليعهد ( 7 ) و ديگرى دختر ابراهيم خان شيشه ! ( 8 ) و سراى شاه به وسيله سه صاحب - منصب زن اداره مىشود كه يكى وظيفه‌اش آنست كه دختران جوان